خرید بک لینک
امروز تمام مدت خونه بودم. تا ساعت 3 که عملا هیچ کار مفیدی انجام ندادم، جز گریز زدن به سریال مورد علاقه ام، و موبایل. اما بعد از 2 ساعت خواب موفق شدم ویس های asp رو کامل کنم و الان فقط تمرینش در مورد reflection مونده.

حدس میزنم اگه یک هفته دیگه این نحوه بیکاری ادامه پیدا کنه بزنه به سرم. از یک طرف آزادی ام رو دوست دارم، از یک طرف تنها توی خونه موندن واقعا دیوانه کننده است.

میرم ادامه مطلب غر بزنم...

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

Wow! I'm high tonight.
Been watching The mentalist all day and I had a great time in asp class, so no reason to be in a negative mood.
Today, I realized I've leat the new architecture perfectly. Also, I asked a question and the answer was fabulous! And guess what, it was actually exactly what I came across in that .net core project. Mr. Pizza Eater was in a real mood today, but at the end of the class he was much better. He really is a pain in the neck when he is not in a good mood.

Other than that, I have a splitting headache and I'm starving.
I'm wearing differently today that makes me feel good about myself, really, it's important how you dress up!
Oh God, I really enjoy this freedom! Days are boring, but it seems that the results I'm getting worth it.

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

امروز رفتم با استادم حرف زدم برای پروژه.اولش که سر ارائه فاز اول پروژه مهندسی نرم کلی سر به سرمون گذاشت. اما نه یه جوری که دلخورم کنه. بیشتر خندیدیم. میدونم کدی که من میزنم حرف نداره. هرچی نباشه best

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

حسی که الان از پشت میز نشستن و اون لیوان چای کنار دستم و دستم روی کیبورد و نت وصل و آهنگ درحال پخش دارم، شبیه حس یه آدم خسته ولو شده روی مبله! اینقدر راحت و خوب! امروز با جناب خان رفتیم به گشت و خوب ب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

امروز روز مزخرفی بود. در این لحظه خیلی خیلی دلم گرفته. دلم میخواد میتونستم بشینم یه دل سیر گریه کنم. حوصله هیچ کاری رو ندارم. تمام روز خواب بودم یا دور خودم می چرخیدم. بدجور دارم راه میدم به این همه ا

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

جناب خان عقل کل کلیدهای منو با خودش برده. امروز تا 7 بیرون ول میچرخیدم. الان بدجور سردمه. کلی لباس پوشیدم و یه جور پادرد وحشتناک گرفتم. امروز رفتیم توی سایت و بالاخره voip رو عملی انجام دادیم. باحال

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

یک چنین روزی شروع شده که: -(بچه ها) ما بلد نیستیم بذاریم روی گیت کد رو .-(من) [مجید جان دلبندم] برو فیلم های آموزش گیت که قبل از عید به همه دادیم رو ببین، سوالی بود بپرس. تا آخر شب کدها روی گیت باشه.-

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

مشکلات آدم از جایی شروع میشه که زیادی احساس مسئولیت می کنه.مثلا، من به جای اینکه از وقت خودم استفاده بهتری بکنم جون میکنم به بهترین شیوه بک این آنلاین شاپ رو بزنم. (البته این قابل تغییر نیست، چون من ب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

جالبه، ما توی آدم های اطرافمون دست روی ویژگی هایی میگذاریم که احتمالا درونمون هست و احتمالا بشدت سرکوبش کردیم. مثلا من توی بی تفاوت یه آدم مغرور میبینم! یا، از خود متشکر، یا، بی تفاوت!و تکذیب نمیکنم ک

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

یه جایی توی راهرو مترو شهید بهشتی، دچار یک جور غصه عمیق شدم! داشتن فکر میکردم و از نمایشگاه برگشته بودم. چقدر کتاب دلم می خواست ولی نتونستم بخرم چون مجبورم پول هامو بذارم کنار واسه دوره ای که تابستون

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:43

صفحه بندی